تبليغاتX
***كوي بي نام و نشان***


***كوي بي نام و نشان***

***ای کاش که شاعری دراین شهرغریب...می گفت به ماکه"خانه ی دوست کجاست"***

       (( اين متن از خودم نيست ولي فكر كنم خوندنش براتون خالي از لطف نباشه))

فقر

روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند. آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند.

در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟

پسر پاسخ داد: عالی بود پدر!

پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی؟

پسر پاسخ داد: بله پدر!

و پدر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟

پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست!

با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود. بعد پسر بچه اضافه کرد :

متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم!

Manzareh

 

نوشته شده در جمعه 30 فروردین1387ساعت 1:41 توسط اشك قلم| |

                                       کاش می دانستیم !!!

تولد ... قدم نهادن دردنیایی که پراز ناشناخته های از پیش تعیین شده است

دنیا یعنی ما٬ تمام موجوداتی که آمده ایم تا زندگی کنیم

زندگی چیست ؟        زندگی چیزی است که ما دردوران کودکی بایکدیگر بازی می کردیم

خودرا بزرگ می کردیم و نقش بابا٬ مامان و ... را ایفا می کردیم

چه بازیگران قابل و توانایی بودیم !

ولی هم اکنون که بزرگ شده ایم و باید زندگی کنیم نحوه ی بازی رافراموش کرده ایم

دروغ می گوییم ٬ خیانت می کنیم٬ فریاد می زنیم٬درمکانی لازم که باید سخن بگوییم سکوت

می کنیم .   چه خوش باورانه خودرا پیروز می پنداریم ودیگران راکودکانی می بینیم که

توانسته ایم با یک قاقالی لی گولشان بزنیم !!!

دوست داریم دیگران ما را بزرگ بپندارند درصورتی که خود می دانیم اینگونه نیستیم ...

می خواهیم ٬ می خواهیم و فقط می خواهیم

در صورتی که نمی بخشیم و فراموش کرده ایم که می توانیم خواستنمان را با دیگران

تقسیم کنیم .

کاش می دانستیم ... متولد می شویم تا با بودنمان به دنیا مفهومی عظیم ببخشیم و

این امکان پذیر نمی باشدمگر بازندگی کردن ودر واقع زیبا زندگی کردن

کاش می دانستیم ... زندگی زیباست ٬ فقط کافی است که بخواهیم زیبازندگی کنیم .

              زندگی عشق و امیداست ٬ پریشانی نیست

                                     زندگی راز وجود است ٬ درون خالی نیست

نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 0:41 توسط اشك قلم| |

بهونه

كوي بي نام و نشان فقط يه بهونه است براي حرف زدن، نوشتن، خنديدن، گريستن، زيستن و........بودن

يه بهونه براي فكر كردن به اينكه زماني وجود آدما براي هم خيلي قشنگ و مقدس بود

اما دليل بودنمون رو فراموش كرديم و اين فراموشي قلبامون رو طوري سنگ كرده كه ديگه با ديدن

زخمي شدن
يه پرنده دلمون مالاماله اندوه نمي شه.


ولي من (( اشك قلم )) براي پر كردن تنهايي نگاهم، گرم كردن سردي دستانم و شكستن

سكوت قلبم توي اين عصر آهن و سنگ، دل رو به دريا مي زنم و روح اين جسم خاكي ام رو

كاملأ دريايي مي كنم به همراه اين بهونه...


و با تمام وجود سلام مي كنم به دريا دلاني كه هميشه به دنبال بهانه هايي هستند

تا بتونند ثابت كنند كه بودن دليل بودنه                          

                                                                       

نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 2:30 توسط اشك قلم| |

آه...اي مردم دلي گم كرده ام

        درعبور از وهم زاران با همه ناباوري

بربلنداي خيال،قله ي نيلوفري

         گركسي خواهدبه من بازآردش

اين نشاني:    كوي بي نام و نشان

                     سايه سار عاشقان

مژدگاني :        هركه پيدايش كند،برداردش !

نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 0:47 توسط اشك قلم| |


Design By : Night Skin